تاب رخ یار من نداری ای گل

تاب رخ یار من نداری ای گل
جامه چه دری رنگ چه آری ای گل

سودت نکند تا که به خواری ای گل
از بار خجل فرو نیاری ای گل

#انوری
دیدگاه ها (۳)

رسیده‌ها چه غریب و نچیده می‌افتندبه پای هرز علف های باغ کال‌...

ما گوش شماییـم شما تن زده تا کیما مست و خراباتی و بیخود شده ...

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بوددر لابلای پیچش گیسوی تو گم ...

دل گوشت‌ پاره‌ای که بجنبد به سینه نیستمنگر چنین ز چشم حقارت ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 این حادثه بین که زاد ما را وین واقعه...

آن دلبر من آمد بر منزنده شد از او بام و در منگفتم قنقی امشب ...

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مروای حیات دوستان در بوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط