کاش از پشتِ این دریچه‌ی بسته

کاش از پشتِ این دریچه‌ی بسته

دستِ کم صدای کسی از کوچه می‌آمد

می‌آمد و می‌پرسید

چرا دلت پُر و دستت خالی وُ

سیگارِ آخرت ... خاموش است؟

راستی حالا

دلت برای دیدنِ یک نَم‌نَمِ باران،

چند چشمه، چند رود و چند دریا گریه دارد...؟
دیدگاه ها (۴)

بهار یعنی تو ... تـــو یعنی چهار فصل من من متولد "...

و آنی را که دوست داری نصف دیگر تو نیست! این تویی اما جایی دگ...

ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎﺵ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﮐﻦ ﺁﺏﻫﺎﯼ ﺯﻭﺩﮔﺬﺭ ﻫﯿﭻ ﻓﺼﻠﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﯾﺪ...

همه چیز درست خواهد شد و شبِ تاریک نیز ، از چراغِ ترک ‌خورد...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

🏰 قصر تاریکیقسمت ۳: نشانه‌ی اولباران هنوز قطع نشده بود…اما ح...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط