اضطراب دستهاےمن باشانه هاےتو

اضطراب دستهاےمن باشانه هاےتو
آرام مےشد؛
درپیچیدگےگیسوانت
معادله ےسختے بود؛
طاقت نیاوردے!!!
دیدگاه ها (۱)

معجزه اےکن مثل عیسےدست برجسم مرده ام بکشزنده ام بکن؛این معجز...

بےتوهیچ نمےخواهمــ؛نه آسمان؛نه زمین؛نه باران؛نه خیس شدن؛نه ط...

یه قانونے هست تودنیا؛به نام فانون من وتو؛یعنےتو باهرکس غیر م...

بگذاریکبارفقط توراببوسمــنه اینکه فقط غرق لذت شومــمےخواهم آ...

موقع رفتن که میشد من سِلاحم گریه بودهر زمان که دست میبُردم ب...

برگ به؛ آرام‌بخشِ تپش‌های بی‌قرار 🍃💚دم‌کرده‌ی برگ به به خاطر...

از بس از دور بوسیدمت رنگای عکسا رفتنحیف منی که کوچه ها رو تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط