کسی را میشناسم
کسی را میشناسم ؛
که به تق تقِ پاشنه های کفش یک زن قسم میخورد …
که زنانگی آمیزه ای از سادگی و پیچیدگی ست....
گفتم چرا قسم به تق تقِ پاشنه ها...؟؟؟.
گفت نگاه داشتنِ این ریتم...
قدم هایی مرتب می طلبد
قدم های مرتب یعنی....
تعادلِ بدن در عینِ غرور و سکوت !
غرور و سکوت یعنی...
وقارِ دست نیافتنی در عین مهربانی!
و مهربانی بی حد؛ در عینِ حفظِ حریم،
که کار هر کس نیست...
از آنروز
هر وقت صدای تق تق
پاشنه ها ؛
در کوچه می پیچد ...
دلم میخواهد
همراه این پیچیدگی ساده ؛ راه هاااااا بروم .....
که به تق تقِ پاشنه های کفش یک زن قسم میخورد …
که زنانگی آمیزه ای از سادگی و پیچیدگی ست....
گفتم چرا قسم به تق تقِ پاشنه ها...؟؟؟.
گفت نگاه داشتنِ این ریتم...
قدم هایی مرتب می طلبد
قدم های مرتب یعنی....
تعادلِ بدن در عینِ غرور و سکوت !
غرور و سکوت یعنی...
وقارِ دست نیافتنی در عین مهربانی!
و مهربانی بی حد؛ در عینِ حفظِ حریم،
که کار هر کس نیست...
از آنروز
هر وقت صدای تق تق
پاشنه ها ؛
در کوچه می پیچد ...
دلم میخواهد
همراه این پیچیدگی ساده ؛ راه هاااااا بروم .....
- ۱.۱k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط