حکایت الان ماست...!

حکایت الان ماست...!
از #مقداد پرسیدند هنگام حمله به خانه
حضرت زهرا و اميرالمؤمنين چه کار کردی؟
#گفت ما مامور به سکوت بودیم ولی دست به قبضه شمشیر وچشم در چشم علی منتظر اشاره بودم...
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

#شب_جمعه و #قرار_با_ارباب هرکسی خواسته باشد به خدایی برسدبای...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وسوم: روزی که زنده بودیم---صبح.چشمانم...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

وقتی...(پارت یک)

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

پرنسس ناخواسته

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط