آنکه یک عمر به شوق تو دراین کوچه نشست

آنکه یک عمر به شوق تو دراین کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

#فاضل_نظری
#غریبه
دیدگاه ها (۰)

آنقَدر از مُقابِلِ چَشمانِ تو رَد شُدَمتا عاقِبَت سِتـاره شِ...

منو از چی میترسوتی!؟من آدمیو گزاشتم کنارکهتیکه هایی از قلبم ...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

از پنجره به بیرون نگاه میکردم. جاده های پرپیچ و خم و رنگارنگ...

خدا…وقتی همه‌چیز از دست می‌رود،تو میمانی وقتی دل می‌شکند،نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط