آنکه یک عمر به شوق تو دراین کوچه نشست

آنکه یک عمر به شوق تو دراین کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست

#فاضل_نظری
#غریبه
دیدگاه ها (۰)

آنقَدر از مُقابِلِ چَشمانِ تو رَد شُدَمتا عاقِبَت سِتـاره شِ...

منو از چی میترسوتی!؟من آدمیو گزاشتم کنارکهتیکه هایی از قلبم ...

تو را می خواهم برای صبح برای ظهر ، برای شببرای همه ی عمر تو ...

به تو..

صبح شدزندگی در می زندمهربانی، شوق، شادیپشت در منتظر استبازکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط