زیباترین درد دل آب فرات در صحرای کرب

زیـبــــاتـــریـــن درد دل آب فــــرات در صحـــرای کـــربـــلا

گـر چه آبم , روزی امـا سوختـــم

قطــره تا دریا , سرا پــا سوخـتم

تشنــه ای آمد , لبـش را تــر کند

چاره لب ، تشنــه ای دیگر کـــند

تشنه ای آمد , که سیـــرابش کنم

مشــک خالـی داد , تا آبـــش کنم

تشنه ی آن روز مـن عباس بـــود

پاســـدار خیمــه هــای یـاس بود

خــون عبـاس علمـــدار شهـــیـد

قطره قطــره در درون من چکــید

گر چــه آبـم , آبرویــم رفته است

شادی از رگهای , جوبم رفته است

آب بــودم کربــلا , پشتم شکست

قایق امیــد من , بـر گل نشــست

حال ، از اکبـر خجـــالت میکشــم

از علــی اصغـــر خـجالت میکشم

از رقیـه از ربـــاب و از حســـین

من ز زینب هم خجالت میکـشم...
دیدگاه ها (۴)

ازتون خواهش میکنم این پستو به همه گروهها ودوستانی که براتون ...

معلم از بچه ی اسراییلی میپرسه:من دویدم، تو دویدی، او دوید، م...

◀بخون روشن شی▶◀چرا زنان مسلمان برای چادر، رنگ مشکی را انتخاب...

دلایل با ارزش بودن زنب گفته دکتر شریعتیزن اگرپرنده آفریده می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط