زنگ تفریح که خورد معلم تکالیف رو گفت و به عهده من گذاشت که ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁴
.
.
زنگ تفریح که خورد معلم تکالیف رو گفت و به عهده من گذاشت که جلسه بعد برسیشون کنم . بعد از اینکه از کلاس خارج شد مینجی انگار کِش ، پرید که بره دستشو گرفتم
ملودی : خوبه بهت گفتم صبر کن کارت دارم
من من کنان گفت
مینجی : به خدا من کاری نکردم
نگاهی بهش انداختم ، اونقدری استرس داست که با کوچیک ترین حرفی میشد همه چیو از زیر زبونش کشید . اومدم حرف بزنم که کسی اسمش رو صدا زد
: مینجی معلم موسیقی گفت که بگم بری پیشش
مینجی هم که از خدا خواسته در یه چشم بهم زدن از جلوی چشمام غیب شد . اینطوری نمیشه ، اینا یه چیزیشون هست . خواستم برم دنبالش که یکی دیگه اسم منو صدا کرد ، انگار همه چی امروز دست به دست هم داده بودن اعصاب منو به گُه بکشن
: ملودی اقای ایم صدات کرد
کلافه باشه ای گفتم و راهم رو به سمت دفتر معلما کج کردم . به میز جئون که رسیدم دو تق آروم روی میز زدم تا متوجه‌ام بشه . سرش رو بالا اورد و نگاهی بهم انداخت
جونگ‌کوک : چوی ملودی
مکثی کرد و بعد از کمی نگاه کردن به چشمام پرسید
جونگ‌کوک : حالت خوبه؟ چیزی اذیتت میکنه؟
تعجب کردم ، این چش شده بود؟ تا دیروز انگار سعی داشت با لحن دستوری و محکمش و همچنین با کارای پشت همش که دستم میداد منو به مرز جنون ببره اما حالا ؟ همچین پرسید که حس کردم مگه چقدر میتونستم راجع به دیروز ضایع باشم؟ انگار تعجب رو از چشمام خونده باشه به صندلی رو به روی میزش اشاره کرد
جونگ‌کوک : بشین
به حرفش گوش کردم ، نشستم تا ببینم چی شده که اینطوری رام و آروم شده
جونگ‌کوک : این یه ماه به جبران کاری که روز اول در حقم کردی بهت سخت گرفتم . اما تو آخ نمیگفتی ، با این حال انگار دیشب با بقیه شب ها فرق کرده ، چیزی شده؟
جانم؟؟ من چیکار کردم؟ جدی جدی میخواست منو با کاراش روانی کنه؟
ملودی : ببخشید ، من اولین روز اشتباهی مرتکب شدم؟
ناراحت شد که جواب سوالشو با سوال دادم ، و میخواست اینو بگه اما حرفش رو خورد ، برعکس همیشه که راست و روشن صحبت میکرد اینبار محتاط بود . جوابم رو داد
جونگ‌کوک : حاضر جوابیت سر سوالی که از داهی پرسیدم
ابروهام بالا پرید ، این دیگه چه کینه شتریه ! سعی کردم تا جایی که میتونم خودم رو جمع کنم . امروز اتفاق پشت اتفاق مثل پُتک توی سرم کوبیده میشه
ملودی : که اینطور... من واقعا قصد بدی نداشتم ، ولی اگر مقصر بودم معذرت میخوام
قبل از اینکه حرفی بزنه ادامه دادم
ملودی : و نگران نباشید ، دیشب هم مثل بقیه شب ها بود
طوری که انگار قانع نشده باشه گفت
جونگ‌کوک : سلامت برگه ها ، و همینطور تصحیح یکی از برگه مثل همیشه نیست ، یک سری برگه ها تا خورده و یکی از برگه هارو غلط نمره دادی
به خودم اومدم ، راست میگفت ، دیشب داهی برگه هارو تقریبا جویید ، و من هم صبح تمرکز نداشتم
جونگ‌کوک : چی شده؟
خاطرات دیشب مثل فیلم از جلوی چشمم گذشت ، چند ثانیه ای مکث کردم و بعد سری تکون دادم و سعی کردم دست به سرش کنم
ملودی : نگران نباشید اقای جئو..
محکم دهنم رو گرفتم
ملودی : ببخشید ، واقعا ببخشید اقای ایم ، یکم ذهنم درگیر مسائل شخصی بود ، باید بهتون اطلاع میدادم .
عصبانی نشد ، برخلاف تصورم بابت اینکه نزدیک بود جئون خطابش کنم عصبانی نشد ، در عوض با لحن اروم قبلش گفت
جونگ‌کوک : از این به بعد برگه هارو خودم تصحیح میکنم . توهم هروقت چیزی بود به من یا هر کدوم از معلم ها که باهاش راحت تری بگو . باشه؟
دیدگاه ها (۰)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁵..با نگاه نرمش بهم زل زده بود ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁶..سرشو پایین انداخت و گفتمینجی...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³³..بعد از اینکه کلید زاپاس رو ب...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³².. خروجی‌م رو ثبت کردم و بیرون...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ²⁴..نگاش کردمجونگ‌کوک : برگه های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط