آیا میدانستید ادمین رو سوراخ کردید

آیا می‌دانستید ادمین رو سوراخ کردید


خب بریم برای ادامه


ویو آت

احساس کردم حالت تهوع گرفتم و سیاهییییییی......



$خب آت وقتی بیدار شی خوناشام شدی



ویو صبح


¶واییی سرم گیج می‌ره

«یاد اتفاق های دیشب افتاد »

با ذوق رفتم سمت اینه و دهنمو باز کردم


پشمااااااااااااام دندونامو خیشششششش «ادای فیلمارو در میاره »


رفتم پایین دیدم همه سر میز منتظر منن

رفتم پیش خاله کوک نشستم و کوک رو به روم بود


¶سلام به همه صبحتون خوشششش😊😊


خ ک : خدا به خیر....چقدر خوشحالی


¶متوجه میشید


$فکر کنم تاثیر گذار بوده


دخ ک :چی


¶خب کوکو کی ازدواج میکنیم


م ب ک: شاید فقط بتونید بوی فرند و گرل فرند باشید

اونم شاید


برای ازدواج یابد خوناشام باشی

¶از کجا معلوم نیستم 😏😏😏😏


خ ک :چیییی

¶[دندوناشو نشون میده]


م ب ک : معلومه پلاستیکی عه


¶نه نیست




(آت میاد لیوان خون جلوی مامان بزرگ کوک رو میخوره )


¶«تو ذهنش» چقدر بده .... ولی نههههه باید تظاهر کنم خیلی باحاله


¶چقد خوبه


همه :اوکی فهمیدیم خون‌آشامی


¶خوشحال شدم


...........


بوس به کلتون
دیدگاه ها (۲۴۷)

بچه ها این پارت آخره و پست بعدی میگم بعدش قراره چه فیکی آپ ک...

سلام سلامخب خب می‌دونم پارت اخر خیلی چرت شد ولی این فیکی که ...

ویو شبببببببببب««««««وایییی آت به گا رفتی»»»»»¶کوک تو گوشی ب...

دخ ک :یعنی چی البته شاید؟ $نمیدونم مطمئن نیستمویو ادمین گلتو...

تک پارتی ته

فکر ایدل عاشق پارت ۹ویو خودمخب هردو لباسشون رو عوض کردن امکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط