توروخدا کپی کنید من که تنم لرزید

توروخدا کپی کنید من که تنم لرزید
روزی یکی از نیروهای شیطان رو به او کرد و گفت:
فرمانده چرا اینقدر خوشحالی مگر گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟

شیطان جواب داد:امام اینها که بیاید ،عمر ما تمام میشود.
اینها را که غافل کنیم، امامشان دیرتر می آید

دوباره پرسید:
آیا ما موفق بوده ایم؟

شیطان خنده ای کرد و گفت:
مگر صدای گریه امامشان را نمیشنوی
مگر صدای طلب استغفار او را نمیشنوی!؟!.
.
هر کی معرفت داره و دلش مثل من لرزید منتشر كنه.
"اللهم عجل عجل عجل لولیک الفرج"
دیدگاه ها (۱۸)

معامله p14درِ اتاق با عجله باز شد.پزشک وارد شد و بلافاصله کن...

عشق پنهان

۳۴p***بکهیون در حالی که سعی می‌کرد چهره‌ی بی‌تفاوتش را حفظ ک...

KIM V

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟷( ویو راوی )جونگ‌کوک نفسش را کلافه بیرون دا...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نهم: سوال‌های بی‌امان ⛓️❓[دیدگاه تهی...

خواهر یه کوالا پارت ۲۴

توروخدا کپی کنید من که تنم لرزیدروزی یکی از نیروهای شیطان رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط