کدام شب؟

کدام شب؟
کدام بخیر ؟
کدام خواب ؟
نگاه کن؛ اینجا در اتاق کوچکم
هیچ شبی!
هیچ چشم بَستنی در کار نیست
مینشینم و در هوای نبودت؛
آواز گریه به سر میگیرم
اما چه ساده
تو آن سوی دنیا شب بخیر هایت را گفته ای و خوابیده ای
با خیال آسوده،
و خبر نداری من اینجا
خیر تمام شب هارا گُم کرده ام
در یاد تویی که نیستی
دیدگاه ها (۳۵)

اسفند را دلتنکانی کنیدبه دلتان چوب بزنید که ببینید از کجایش ...

هی نگویید:"قهر مالِ بچه هاست؛ آدم بزرگ ها دل می کنند"...قلب ...

آن ها که زیر باران رفته و رو به آسمان خندیدنددوستت دارمشانتر...

اگر کسی به‌ما بگویدکه عاشـق گل استاما ببیـنیم که‌اغلب فراموش...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت²² | کل‌کل‌های شبِ اولبه محض اینک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط