پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

پر میکرد یادت، همه حجم خالی فضایم را

و خواستنت شیطنت میکرد، در مسیر نبض رگهایم

بوته نورس احساسم، ریشه دوانده بود در تری اشکهایم

همه روزه، میشنیدم صدای عشق را

حتی در قیژ قیژ، لولای در قدیمی

همه شب;

پشت پرده، سایه ای از جنس تو اردو زده بود

رویای هم آغوشیت نخ بادبادکی بود

که مرا بالا میکشاند تا دب اکبر

و در مجادله ناکوک دل و عشق،


کوچکتر از باخته شده بود "عقلم"

تو میدانستی;

رویای شیرینم، یخیست

"هایش" کردی

چه ساده تبخیر شد از گرمی نفسهایت...
دیدگاه ها (۵)

خداوندا کفر نمی گویم به تو اعتماد دارم اما ... این مخل...

قصه عشق یک فرشته. فرشته میون آدم ها بود ولی آدم ها نمی تونس...

ماهان خان...عشق دایی احمد♥♥♥

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم خدا گفت:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط