غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی

غرق یک خاطره باشی و به آخر بِرِسی
به غم انگیزترین صفحه ی دفتر برسی

به سرت هی بزند تا بروی رو به عقب
که به یک حادثه یا یک غم بهتر برسی

از غزل کام بگیری و بسوزی هر شب
سر این رابطه اینبار به باور برسی

عشق یعنی که بخواهی و بمیری، ای وای!
آنقَدَر دیر ، دمِ رفتن او سر برسی

باخدا عهد ببندی و بگوید باشد
دست آخر که به یک شانه ی دیگر برسی!

آرزوهای محال دل بی تو یعنی
لحظه ای چشم ببندم ، تو هم از در برسی
دیدگاه ها (۲)

دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـاییبا خود به سفر بردم یاد تو ...

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنمدر کنارت جا بگیرم با لبت ص...

خورشید چشم روشنت را ، دوست دارمدل دادن و ، دل بستنت را دوست ...

دلِ من بند تو بود و دل تو بند چه کس ؟بند لبخند تو بودوتو به ...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

پارت ۴۸:پاسخ معما(سولار)خسته و کوفته روی میز کارم ولو شدم. پ...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط