در دو چشمِ تو نشستم

در دو چشمِ تو نشستم
به تماشایِ خودم
که مگر حالِ مرا
چشمِ تو تصویر کند...
#سید_تقی‌_سیدی💕 💕 💕 💕 💕 💕 💕
دیدگاه ها (۱)

دریا را نمی‌شد تانکر تانکر به شهر آوردهمین‌طور شهر را نمی‌شد...

‏«تمامِ صبح های سیصد و شصت روز دیگرِ سال، یک طرف و آن پنج رو...

پرسیدیچگونه دوستت دارم؟گفتمپرنده‌ای عاشقمکه از برخورد گلوله‌...

ای آموزگار بزرگ شهادت!برقی از آن "نور" را بر این شبستان "سیا...

عشق یعنی بودنت حال مرا شیدا کندعشق یعنی رفتنت قلب مرا تنها ک...

آفرینش چشمِ مرا، علتی جز تماشای تو نیست!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط