از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد

از بـس کـه غـم تـو قـصه در گـوشم کــرد
غـم هـای زمانـه را فـرامـوشم کــرد
یـک سیـنه سخن بـه درگـهت آوردم
چـشمان سخـنگـوی تـو خـاموشم کـرد.
فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

ورق بزنید.....

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

.یک روزکه حال دلم بهتر شد،برای تمام روزهاییکه دوام آوردم،آرا...

ولی‌حس‌میکنم تو واکسن‌های‌کرونا غم و اندوه‌بودکه از سال ۹۸ ب...

و عشق؛ لبخندِ توست؛ از فرسنگ‏ها دورتر؛ آنگاه که نگاهت، فاصله...

قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کردقسم ...

تنها فنی که بهترین کشتیگیر شهر بلد نبود!

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️‌نگاهت طلوعی است بدون نیاز به خورشی...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط