این روزها معلقم.....درون قایقی بدون پارو.....سرگردان روی
این روزها معلقم.....درون قایقی بدون پارو.....سرگردان روی اب.....با دستمال سفیدی که تکان میدهم برای سرنوشت.....تا مطمعن باشد....که من تسلیم شدم.....تا چشم طمعش کور شود.....کور شوی .....سرنوشت.....
- ۸۰۸
- ۱۵ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط