عشق بیماری مسری ست و من می ترسم

عشق بیماری مسری ست و من می ترسم

با همین شعر به روح تو سرایت بکند
.
عشق، پیری ست که بدجور حواسش پرت است

یک نفر باید ازین پیر حمایت بکند
دیدگاه ها (۳)

؟

‏ چنان تند آمدی ویران سرا کردی مرا رفتی که هر کس دیده میپرسد...

یا چشم بپوش از من و از خویش برانمیا تنـــگ در آغــوش بگیــرم...

از تیغه‌ی دلتنگیبه‌ کجا بگریزیمروزهای یکشنبه.جاییقهوه‌ای نمی...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

شهدا نفس خدا هستند 🤲 رودشعر فارسی آیات غمزه هر که را صبح شها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط