فردی هنگام راه رفتن،

فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود، فکر کرد طلاست!
کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند.
دید 2 ریالی است!
بعد دید کاغذی که آتش زده،
هزار تومانی بوده!
گفت: چی را برای چی آتش زدم!
و این حکایت زندگی خیلی از ما هاست
که چیزهای بزرگ را برای
چیزهای کوچک آتش میزنیم
و خودمان هم خبر نداریم!
بیشتر دقت کنیم برای به دست آوردن چیزی
چه چیزی را داریم به آتش می کشیم؟



‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌
دیدگاه ها (۰)

🔴 مادامی‌ که سیاست‌های مناسب ارزی اجرا‌ نشود، مهار تورم محال...

◻هوش بچه به کی میره؟◽هر چند پدرها ممکن است از این بابت خوشحا...

🎥 به مناسبت سالروز شهادت شهید سپهبد صیاد شیرازی فرمانده وقت ...

بیماری سيفلیس در کشورهای مختلف با نام هاى مختلفی شناخته میشد...

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۸بعد از اینکه ا.ت با ...

---ا.ت همان جا ایستاد.راهرو خالی بود.دستمال سفید توی دستش بو...

به دنبال همپارت ۶- زاویه دید آنیا:آنیا چند ثانیه نمی‌فهمد چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط