به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد به من گفت: ن
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!
- ۲.۷k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط