میترسم دیر کنی !

میترسم دیر کنی !
من از پیر شدن در انتظارت باکی ندارم ،
من از #هرگز نیامدنت میترسم !
از پایانِ این صبر میترسم ...
میترسم آنقدر دیر کنی
که عشقت در دلم #سرد شود !
کاری کن ، دست بجُنبان مَرد ...
من خسته تر از آنم که این همه #نداشتنت را تاب آورم ...
کاری کن تا وقت هست ،
تا زنده ای در دلم ، تا زنده ای در یادم ...
نکند آنقدر دیر کنی که تبِ عشقت سرد شود !
خدا نکند آنقدر دیر کنی ...
دست بجُنبان مَرد !
نیامدنت ترسو کرده است
این دخترِ #جسور را ...
دیدگاه ها (۱)

کپشننننننننننن لطفااا😌🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و شش +باشه لبخندی ...

سایه ای در راهرو های نقره ای

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت چــهــاردهــم 𓆪 🖤🥀اسما ماتش برده بود.«دلیل زن...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

شیسه ترسیده بود. شاید چهره سرد و بی خیالی به خودش می‌گرفت ام...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط