بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد چهل دو🍷🔪
آروم برگشتم سمتش
لبخندی زدم
چرا وقتی این دختر بهم نزدیک میشد آرامش پیدا میکردم؟
لبخند آرومی زدم
گوشی رو از خودم دور کردم و قطع کردم
انداختم روی میزی که اون وسط بود
محکم بغلش کردم
بوسه ای روی گونه اش زدم
+بچه میخوابیدی چرا انقدر زود بیدار شدی دوست داشتنی ؟
دلم برای دوست داشتنی گفتناش تنگ شده بود
+داد زدی نزاشتی
لپموکشید
_بیا بریم بخوابیم
سرمو به نشونه ی منفی تکون دادم
+دیگه خوابم نمیاد
با شیطنت لب زدم
_پس یه کار دیگه ای میکنیم
لب زد
+چیکار؟
_مثلا طی این این کتاب وسط مسطا ام بچه دار میشیم چطوره؟
چشماش گرد شد
مشت محکمی به بازوم زد
+بی ادب
پارت صد چهل دو🍷🔪
آروم برگشتم سمتش
لبخندی زدم
چرا وقتی این دختر بهم نزدیک میشد آرامش پیدا میکردم؟
لبخند آرومی زدم
گوشی رو از خودم دور کردم و قطع کردم
انداختم روی میزی که اون وسط بود
محکم بغلش کردم
بوسه ای روی گونه اش زدم
+بچه میخوابیدی چرا انقدر زود بیدار شدی دوست داشتنی ؟
دلم برای دوست داشتنی گفتناش تنگ شده بود
+داد زدی نزاشتی
لپموکشید
_بیا بریم بخوابیم
سرمو به نشونه ی منفی تکون دادم
+دیگه خوابم نمیاد
با شیطنت لب زدم
_پس یه کار دیگه ای میکنیم
لب زد
+چیکار؟
_مثلا طی این این کتاب وسط مسطا ام بچه دار میشیم چطوره؟
چشماش گرد شد
مشت محکمی به بازوم زد
+بی ادب
- ۲.۹k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط