سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست

سلامتی اون بچه ای که وقتی رفت سر یخچال ودید هیچی توش نیست یه نگاه ب مادرش کرد ودید چشمای مادرش پراز اشکه و سرش پایینه ..بادستای کوچیکش اشک مامانشو پاک کرد و گفت :مامان خاااک تو سرت با این شوهرپیدا کردنت
دیدگاه ها (۴۹)

سلامبدلایلی دیگه از پیشتون میرم دلم براتون تنگ میشه خداحافظ

ای نیمه ی گمشده ی من ای خاک دو دستی تو سرت بیا دیگه منو بگیر...

خیلی دلم گرفته از خیلیا

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

چندپارتی دراکو.(درخواستی)تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.وقتی ب...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما به یون خیره شد.ـ «یعنی چی؟...

{تکپارتی}....... صدای داد و فریاد هایشون خونه را پر کرده بود...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۱ | همچی روشن شدهانا هنوز به جمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط