شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری ولی چه

شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت شبی به عمرم اگر خوش گذشت آن شب بود که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت گشود بس گره آنشب ز کار بسته ما صبا چو از بر آن زلف مُشک سود گذشت غمین مباش و میندیش از این سفر که ترا اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت
دیدگاه ها (۱)

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

شکست عهد من و گفت: هرچه بود گذشتبگریه گفتمش: آری، ولی چه زود...

شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت!...به گریه گفتمش آری : ولی چ...

شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشتبه گریه گفتمش آری ولی چه زود...

دور می شدی از این حدودبارها صدا زدم تو را، ولی چه سود؟!چاه ب...

جانا به جان رسید ز عشق تو کار مادردا که نیستت خبر از روزگار ...

#فروغ_فرخزاددخترک کنار پنجره تنها نشست وگفتای دختر بهار حسد ...

دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت اي دختر بهار حسد مي برم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط