ﻭﻗـﺘﯽ توا ﺧـﯿﺎﻧﺖ بُـﮑُﻨے....

ﻭﻗـﺘﯽ توا ﺧـﯿﺎﻧﺖ بُـﮑُﻨے....
یه ﻟﺤﻈَﻪ ﭼِشمِت ﺑﺒَــﻨــﺪ
نگاه بُکُن ﻃﺎﻗـﺘِش اتـَه
ﮐِﻪ ﺍﻭ هم ﺑِﻬِﺖ ﺧﯿـﺎﻧﺖ بُکُنت...
دیدگاه ها (۵)

مادر بزرگ یه نگاه بکن ببین دل و روده ات کف آسفالت پخش نشده ب...

ﭘﺪﺭ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﺩﺭ ﺩﻣﺎﯼ 50 ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺨﺖ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﺴﺮ 26 ﺳ...

P29دامیان انیا رو پرنسسی بقل کرد و برد تو اتاق گذاشت رو تخت ...

𝓹𝓪𝓻𝓽40(اتو یونجون لباساشون سته یه لباس آبیه راه راهی از زیرم...

سناریو بی تی اسوقتی دارن یه برنامه ایرانی رو با زیر نویس نگا...

عاشقم باش Part 47

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

قبل از این که ایزوکو بخواهد حرفش را ادامه دهد باکوگو آغوش گر...

Part 9

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط