قایقی ساخته ام..

قایقی ساخته ام..
جنسش از راز و نیاز
بادبانش از صبر، دکلش از ایمان
در شبی مهتابی _
سفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغاز
دل به امواج بلا خواهم داد...
اگرم ساز مخالف زند و باد به همراهی طوفان خواهد
که مرا منصرف از راه کند
راه بیراهه کند، مضطر و درمانده کند
.. باکی نیست
من به همراه دعایی دارم
و به دل قطب نمایی دارم
و اگر در طی راه،،
به عنادی شکند زورق امید مرا گردابی
.. باز اندوهی نیست
بازوانی دارم
میزنم آب و شنا می کنم و میدانم
که «« خدایی »» دارم
** که اگر خسته شدم دست گیرد بی شک
و به ساحل برساند به یقین *
دیدگاه ها (۷)

گمگشتهمن به مردی وفا نمودم و اوپشت پا زد به عشق و امیدمهر چه...

یه شبِ مهتاب ماه میاد تو خوابمنو می‌بره کوچه به کوچه باغِ ...

وقتی دلت گرفته باشه تمام ارامش ی ساحل را هم به تو بدهند باز ...

خانه تاریک است و بی او صفایی ندارددل من در این ماتم کده جایی...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊³اگر همه جا تاریک بود، دوباره بنگر شاید نور، خو...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁶آتشی که از کلام من دامن دیگران را می‌گیرد؛اول ...

قایقی ساخته ام..جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ای...

قایقی ساخته ام...جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ا...

قایقی ساخته ام..جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ای...

قایقی ساخته ام..جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ای...

قایقی ساخته ام...جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ا...

قایقی ساخته ام.. جنسش از راز و نیاز ...

قایقی ساخته ام..جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط