میدونی بعضی شبا دیگه

میدونی بعضی شبا دیگه

نه خاطره ...

نه بغـض ...

نه اشک ...

هیچ کدوم دردی ازت دوا نمیکنه ...

میشینی و زل میزنی یه گوشه

زانوهـاتو بغـل میکنی

و با خودت میگی :

دیگه زورم نمیرسه ...
دیدگاه ها (۳)

زن بودن کارمشکلی است !!!مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی، همان...

چشمانت را به من بسپار،،قول میدم هوایش را بارانی نکنم...

ڪاش امشـب دردلـم حـس بهـارے داشتـمڪاش بـاچشـمان تـوامشـب قـر...

دختر بودن سخته گاهی خسته میشی ازینکه مجبوری خودت موهاتو بباف...

رمان جیمین و ا/ت پارت شیش

وقتی مرگخوار شدن و بهت نگفتن برای اینکه اسب نبینی ازت دوری م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط