یارو به زنش خیلی شک میکرد هر وقت میرفت سر کار به موبایل ز

یارو به زنش خیلی شک میکرد هر وقت میرفت سر کار به موبایل زنه زنگ میزد میگفت کجایی زنه میگفت خونه هستم. بِهش میگفت جارو برقی رو روشن کن تا مطمعأ شَم..
یه روز زود میره خونه به پسرش گفت مادرت کجاست..
میگه طبق معمول جارو برقی رو ورداشتُ رفت بیرون
دیدگاه ها (۳)

عشق مافیا:))پارت اول: روزی آفتابی دختری به نام ات در راه برگ...

به ۳۰تا برسونید تا امشب۶تا پارت بزارم

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

برده عمارت جئون

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟣𝟫 زنگ خونه رو فشار داد، در باز نشد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط