ویو لیسا

ویو لیسا
خیلی خوشحال شدم از اتاق رفتم بیرون بادیگارد بلندم کرد
+حالت خوبه؟
٪اوه اره خوبم ممنون آت..لطفا منو ببرید اتاقم..
رفتم اتاقم و یه لباس خوشگل پوشیدم (عکس میزارم) امیدوارم بهم گیر نده‌‌‌...بعد ده مین بدون اینکه بادیگارد و صدا کنم از اتاقم رفتم بیرون می‌تونستم راه برم...تهیونگ از اتاقش اومد بیرون
-خوشگل شدی....
٪ممنونم برادر..میشه...میشه آت هم با ما بیاد؟لطفا
-ن...
٪چشم
-بگو بره آماده شه
٪مرسییی( ذوق)
رفتم سمت اتاق آت و در زدم
٪میتونم بیام تو؟
+بیا تو
رفتم داخل اتاقش بهم ریخته بود رو تخت دراز کشیده بود تا منو دید خوشحال شد و اومد سمتم
+چطوری لیسا...
٪برادر تهیونگ گفت با من بیای بیرون
+میریم دور دور؟
٪اوهوم‌.میرم بیرون لباساتو عوض کنی
تعظیم کردم و رفتم بیرون چند مین نکشید که سریع اومد بیرون لباسش باز بود اما خوشگل


ببخشید کم شد
دیدگاه ها (۱۰)

ویو تهیونگلباس آت باز بود چشم غره ای نصیبش کردم ولی ندید -بر...

۳۰۰ تاییمون مبارککککککککک ✨ 😭

ویو تهیونگ ٪ آزادی‌‌. بدون تنبیه و هرچیزی..-میخوای ببرمت بیر...

ویو تهذوقشو پنهان کرد اما فهمیدم ٪ممنونمدستمو باز کردم-بیا ا...

pert= 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط