در داستان زندگیمون

در داستان زندگیمون
آهسته آهسته
بزرگ شدیم و فراموش
کردیم که ما
همون کودک‍‍انی بودیم
که به سادگی ذوق
می‌کردیم از
همین داستان‌های زندگی
دیدگاه ها (۰)

زیباتر از چشمان توچشمان من بودوقتی کهتصویرتبر آنها نقش می‌بس...

وقتی بچه بودیم آرزوی بزرگ شدن میکردیم ولی الان ک بزرگ شدیم ف...

‏بچه بودیم تکلیف عذابمون می‌داد، بزرگ شدیم بلاتکلیفی...!

دلبسته به سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم رؤیای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط