آقا اجازه ...

آقا اجازه ...
آقا اجازه ، دل زده ام از تمام شهر

بی تو دلم گرفته از این ازدحام شهر

آقا اجازه ، دست خودم نیست خسته ام

در درس عشق من صف آ خر نشسته ام

در این کلاس ، عاطفه معنا نمی دهد

اینجا کسی به پای تو برپا نمی دهد

یعنی نمی شود که ببینم سحر رسید ؟

درس غریب غیبت کبری به سر رسید

آقا اجازه ، بغض گرفته گلویمان

آنقدر رد شدیم که رفت آبرویمان

استاد عشق ! صاحب عالم ! گل بهشت !

باید که مشق نام تو را تا ابد نوشت

یک روز میرسد که بگویند ز آسمان

آن مرد آمده است ، کجائید عاشقان ؟

آن مرد آمده است که باران عطا کند

تا این کویر غم زده را کربلا کند

آقا اجازه ، مادر پهلو شکسته ات

آیا شود که گوشه چشمی به ما کند ؟
دیدگاه ها (۱)

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

🔺 شوهران بی غیرت و فاجعه‌ی اخلاقی در وان ترکیه 😱🎥 برخی زنان ...

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

آوای شب پارت ۵ویو دامیاناز اونجایی که من جنگجوی خیلی قوی بود...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

بسم الله الرحمن الرحیم وَ مِنهُم مَن عاهَدَاللهُ لَئِن آتانا...

یک قسمت کادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط