۲۳سال گذشت و هنوز به سیاه - سفیدی این زندگی معتقدم . و تق

۲۳سال گذشت و هنوز به سیاه - سفیدی این زندگی معتقدم . و تقدیرم را به رنگ هایی سوق دادم که هیچگاه رخت مشکی را از تن در نیاورم و یک پیر جوان باقی بمانم نه اینکه از لغت های بچه گانه ی خسته که این روزها بین دهانهایی که گاه از فرط خوشی ، خود را به نجاست الکل می آرایند ، باب شده ، استفاده نکنم و دیگر هیچ .
دیدگاه ها (۳)

۱۷سال پیش ، تو کوچه با سنگ زدم تو سر یکی از دختر های همسایه ...

بیاد کودکی هایم که آغشته به اشعار شادمهر و معین بود ، فارغ ا...

یه چندروزه ناخوشم خیلی بدمبه زندگیم یه روبان مشکی زدممن از ز...

بجای اینکه آرومم کنی ، دلمو به آتیش می کشی ..... emo band

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط