به عزیزی گفتم :

به عزیزی گفتم :

روز بخیر ...

گفت: عاقبتت بخیر ...

به وجد آمدم از پاسخش ...

چه دعایی ...

من برای اوخیری خواستم ...

به کوتاهی یک روز ...

واوخیری برای من خواست ...

به بلندای یک سرنوشت ...

« عاقبتتون بخیر»
دیدگاه ها (۱۱)

در صدا کردن ِ نام ِ تو ... یک «کجایی؟!» پنهان است ... یک «کا...

هَمیشـــــہ ...خـاطـره اے هست کـہ ...نَفـس آدمــ را ...بَـرا...

صــبر هیـــچ وقــــت ... انتــخاب نــیســت ... اجبــار اســت...

گاهی دلت ...یک کلبه کوچک می خواهد کنار دریا ...یا وسط یک جنگ...

قهرمان من

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط