پارت

پارت ۱۲
ویو ا/ت
شت شت شت شت نه نه نه نه بدبخت شدم بدبخت شدم بیچاره شدم حالا چه خاکی به سرم بریزمممممم
مامانم :، چرا کورو رو دعوت نمیکنی عزیزم؟
واتتتتت
فلش بک وقتی ا/ت برگشت خونه
مامانم: خونه دوست پسر خوش گذشت؟
من: مامان...عا ...آره آره ...خوب بود
و سعی کردم جیم کنم و تا خاستم برم تو اتاق
مامانم: زودتر لباسات رو عوض قراره با هم حرف بزنیم
پایان فلش بک
و حالا رو به روی مامانم نشستم و هر لحظه احتمال مرگم هست.
مامانم: خب از نظرم فردا شب کورو رو دعوت خونمون
من: چییییی؟
مامانم: نمیخوای دوست پسرت بیاد...این واقعا زشته تو رفتی خونشون اون هم باید بیاد.
من: خب چیز...آره...ولی..خب..چیزه....آها چیز...فکر نکنم کورو ...خب ...بتونه بیاد ...آخه...چیزه...ام.......خیلی کار داره ...و خب نمیتونه بیاد.
مامانم: پس بهش زنگ میزنم
من: الان خوابه
مامانم: انقدر زود
من: آخه خیلی خستس
مامانم: پس به مامانش زنگ میزنم
من: نه نه نمیخواد خودم فردا تو مدرسه بهش میگم بیاد.
مامانم: خوبه پس حتما بهش بگو
من: چ..چشم
______________
حالا بین خودمون باشه ولی ا/ت و کورو ی بدبخت از دیت مامان باباهاشون بدبخت میشن و در ادامش می فهمیم چرا
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۳ویو ا/ت زمان :زنگ ناهار تو مدرسهوای حالا چیکار کنم دا...

پارت ۱۴ویو ا/ت روز بعددیدم کورو تنهاست و از فرصت استفاده کرد...

بپرسین خیلی صادقانه جواب میدم.....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتا...

دوستان اگه نظری دارین که بهش اضافه کنم حتما بهم بگید اگه صحن...

پارت ۱۶ویو ا/ت ...ولی...چرا مامان بابای کورو ....اینجاننننن....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط