ایـنـجـا... در شهریـ کـه غـُربــَتِ هَـوایــش

ایـنـجـا... در شهریـ کـه غـُربــَتِ هَـوایــش

تــا مغز استخوانم را میـ سوزانــد

مـَـن فـقـط دلخوشِ بودنِ تـــو هستم خدایـــــــــا....

تنهایم مَگذار میــان انسان هاییــ که از دور فرشته اند

امـــا وقتیــ نـزدیکـَـ میـ شونـــد

دهــانـشان بویِ تــُنـدِ کـثـافـَت میـ دهد...

بــه گـُـرگ میـ ماننــد بیشتــر...
دیدگاه ها (۳)

Rofile of the wolf...۹

ریشه‌های نادیدنی زندگی:درخت، دو مسیر رشد دارد.یک مسیر رو به ...

#داستان_واقعیدر خیابان شمس تبریزی شهر تبریز زیارتگاهی وجود د...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۱‌آنیا و دامیان هنوز...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽³:³🕊از ز...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل اول: ورود به...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط