مےخواهم شعربگویم؛

مےخواهم شعربگویم؛
ماه مهتاب را آورده؛
خورشید غروب را؛
وابرباران هاےآرام
مےگویند:شعربااینها زیباست؛
پرت وپلا مےگویند؛
توچشمت رابازکنے
ولبت بگشاےو ازعشق بگو....
دیدگاه ها (۱)

شمردن بلدنیستم؛اما!!!!تادلت بخواهدشمردن بلدم.....یه وقتهاےهم...

یاران......برسنگ گورمن بنویسید!!!یک جنگجو که نجنگید؛اما!!!!!...

یکےبیایدخاطراتم راقانع کند؛که اودیگررفت؛دلم حرف مراباورندارد...

گاه گاهے که دلم مےگیرد؛پیش خودمےگویم؛آنکه جانم راسوخت؛یادمےآ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط