من در سرای تو شوری دگر دارم از شوق پیمانه

من در سرای تو شوری دگر دارم از شوق پیمانه
هرکس مرا بیند گوید که باز آمد آن مست و دیوانه
من آنچه گویندم همانم بیخبراز این و آنم در دیار تو
من جز حدیث آشنایی از کتاب دل نخوانم در کنار تو
تو زبان مرا میدانی حال مرا میجویی
راز وفاداری را با دل من میگویی
دور از تو گشتم از ناتوانی چون تار مویی
تو هم چو من میدانم روز و شب درآتشی
به من بگو از رنج مهجوری چه میکشی
دیدگاه ها (۱)

من در سرای تو شوری دگر دارم از شوق پیمانههرکس مرا بیند گوید ...

آبروی آب را نبریمریشه را دق ندهیمریشه در عشق به آبمی تراود ب...

گلايـه کارو از خـدا و جـواب سهراب سپـهري ...!!!ابتدا گلايه ...

خوندنيه خداييش گلايـه دکتر شريـعتي از خـدا و جـواب سهراب سپ...

خوندنيه خداييش گلايـه دکتر شريـعتي از خـدا و جـواب سهراب سپ...

خیلی زیباست ارزش خوندن داره👌 گلایـه دکتر علی شریـعتی از خـدا...

بخوان مارا ! منم! "پروردگارت" ... خالقت از ذره ای ناچیز صدای...

- خداوندا حضورم ده که راز دل نهفتن را بسی دشوار و گفتن را ...

توران صمدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط