دلم برای آنهایی گرفت...
دلم برای آنهایی گرفت...
که بعداز هر سکس به شک افتادند!
برای عقیده هایی که فقط در تختخواب شنیده شد.
برای بغض های نه ماهه ای که هیچ وقت شکسته نشد....دلم برای آنهایی میسوزد،
که انحنای تنشان بیشتراز تفکرشان به چشم آمد!!برای آزادی شان که فحشانامیده شد.
برای استقلال شان که در سر جامعه؟،هوای هوس انداخت....
برای دفتر شعروخاطراتشان که عصیان نام گرفت
برای خانه بختی که
خوشبختی راانکار کرد....
دلم برای "زن"گرفته است.
زنی شبیه رقص درست دروسط عقده های مرد...
زنی سنتی شبیه ناموس مرد....
زنی مدرن شبیه تمام شهوت های مرد....
وهیچ کس هم به روی خودش نیاورد
اینهمه اکران شدن به سازهای ناکوک مردان را..
میدانی؟؟!
"زنانگی"رااشتباه معنی کردند.
نه
"زنانگی "رااصلامعنی نکردند.
که بعداز هر سکس به شک افتادند!
برای عقیده هایی که فقط در تختخواب شنیده شد.
برای بغض های نه ماهه ای که هیچ وقت شکسته نشد....دلم برای آنهایی میسوزد،
که انحنای تنشان بیشتراز تفکرشان به چشم آمد!!برای آزادی شان که فحشانامیده شد.
برای استقلال شان که در سر جامعه؟،هوای هوس انداخت....
برای دفتر شعروخاطراتشان که عصیان نام گرفت
برای خانه بختی که
خوشبختی راانکار کرد....
دلم برای "زن"گرفته است.
زنی شبیه رقص درست دروسط عقده های مرد...
زنی سنتی شبیه ناموس مرد....
زنی مدرن شبیه تمام شهوت های مرد....
وهیچ کس هم به روی خودش نیاورد
اینهمه اکران شدن به سازهای ناکوک مردان را..
میدانی؟؟!
"زنانگی"رااشتباه معنی کردند.
نه
"زنانگی "رااصلامعنی نکردند.
- ۷.۱k
- ۰۸ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط