لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم

لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم
یکبار دگر خانه ات آباد بگو سیب
عمری ست که اندوه به رویم زده لبخند
از هر غمی اندیشه ات آزاد بگو سیب
دیدگاه ها (۴)

،،،همیشه با من بمان هیچکس عاشقانه تر از من نمیتواندتو را بسر...

خدایا !!!بدون نوازش های تو میان دست های زندگی مچاله می شویم ...

♡گفته بودی که چرا محو تماشای منی / آنچنان مات که حتی مژه بر ...

آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی ودر طالعت ن...

واقعا با این ترانه و صحنه هاش حال میکنم

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

[ پارت دوم] ات با تعجب از روی مبل بلند شد و در رو باز کرد و ...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط