کابوس عشق فصل۳ پارت۱۹

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۹

ادامه: سوزی: جکی میشه بهم نگی خانم رئیس. جکی که صورتش کامل قرمز شده بود گفت:ام.....خوب....پس بهتون چی بگم؟ سوزی: بهم همون سوزی بگی کافیه. جکی: چ....چشم هرجور که دوست دارین صداتون میزنم...ولی. سوزی: ولی چی؟ جکی: ممکن آقا لوکی با این قضیه ناراضی بشه. سوزی: آقا لوکی غلط میکنه! جکی:😑 سوزی:😊
جکی: خوب امر دیگه ای دارین؟ سوزی: نه خیلی ممنون‌....حالا من برم ببینم این لوکی چی میگه. بعدش رفت. جکی: این دیگه چه حسیه؟ یعنی من واقعا عاشقش شدم؟

ویو جنی:

امروز داداشم قراره بعد از چند سال بیاد خونه. خییلی ذوق داشتم. از خواب پاشدم دست و صورتم رو شستم و لباسام رو پوشیدم و کیفمو برداشتم و رفتم طبقه پایین که صبحانه بخورم.
👩: مامان جنی
👨: پدر جنی

ویو سره میز:

👩: وای راستی امروز قراره جانی بیاد خونه! 👨: این عالیههههه! قراره بعد از سال ها پسرمون رو ببینیم! جنی: من میخوام برم بیرون یکم کار دارم کسی چیزی نیاز نداره؟ 👩: هی بخور ، بخواب ، برو بیرون. جنی: خوب دیگه چیکار کنم؟ 👩: نه کاری نه تلاشی! یکم از برادرت یاد بگیر! جنی: مامان! اینو گفتم و باز هم میگم! تو حق نداری من و داداشم رو با هم مقایسه کنی! 👩: صداتو برای من بالا نبر! جنی: یعنی رسما کوفتم شد! بعدش رفت. 👩: هی کجا میری؟ نگاش کن تروخدا. 👨: عزیزم ولش کن بزار هرجور دوست داره زندگی کنه.
دیدگاه ها (۰)

کابوس عشق فصل۳ پارت ۱۸ادامه: تو اتاق لوکی نبود ولی زن قبلیش ...

کابوس عشق فصل۳ پارت ۱۷ادامه: سایمون: خوب داداش اگه سوزی رو م...

کابوس عشق فصل۳ پارت۱۶ادامه: جکی: این.....این دیگه چه نوع آدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط