تو نیستی که ببینی 

تو نیستی که ببینی 

چگونه عطر تو ؛ در عمق لحظه ها جاری است 

 چگونه عکس تو ؛ در برق شیشه ها ؛ پیداست

چگونه جای تو ؛ در جان زندگی سبز است

هنوز پنجره باز است ...
دیدگاه ها (۳)

جاﻣﯽ ﺷﮑﺴﺘـﻪ ﺩﯾــﺪﻡﺩﺭ ﺑـﺰﻡِ ﻣِــﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽﮔﻔﺘﻢ : ﺑِـﺪﯾﻦ ﺷﮑﺴﺘـﻪ ﭼ...

تنهــــــــــایے...به تنهــــــــــایے هم مے توانــــــــــد...

روزهــــــــــا میگذرنـــــدو من هر روز...دنیا را بیشتر میشن...

نه آرامشت رابه چشمـﮯوابسته کن،نه دستت رابه گرماے دستـﮯدلــــ...

هیچ‌کس نمی‌فهمه چقدر سختهوقتی همه‌چیز همون‌طوریه،اما تو دیگه...

تا به حال طمع بیخیالی رو چیشیده ای؟ملس و دلچسب!چقدر مینشیند ...

لحظه‌به‌لحظه دلتنگت می‌شومانگار هر ثانیه‌ای که می‌گذرد بیشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط