پارت ۲۹
پارت ۲۹
آبنبات با طمع لبات
ویو کوک
بردم اتاق خودش که براش تازه درست کرده بودم تم سفید و صورتی داشت و حسابی کیوت و ناز همونجوری که قبلا دوست داشت دلم حسابی برای این فسقلی تنگ شده
گذاشتمش رو تخت و آروم لباساش و دراوردم و لباس خواب صورتیش و تنش کردم رفتم بیرون تا به حساب اون عوضیا برسم رفتم پیش جیمین
جیمین: تو انبارین
کوک:باشه بریم به ته هم بگو بیا
جیمین: باشه
جیمین رفت رفتم تو انباری و رو صندلیم نشستم و به اون عوضی های کتک خورده با نیشخند نگاه میکردم
کوک: کی فرستادتون؟
یکیشون: هه فکر کردی کی هستی که ازمون حر..........
همون لحظه یه تیر تو سرش خالی کردم
کوک: خب؟
دومی:اون .....اون....رئیس.....هانجو...و..خانم....هانول...
همون لحظه تو سره همشون تیر خالی کردم
که جیمین و تهیونگ اومدن
کوک: تهیونگ و جیمین حاضر بشید میریم دنبال هانجو و هانول
جیمین:هانولل؟؟
کوک: آره پاشید
تهیونگ: ایشش این نامزد قبلیت ول کن نیستااا
ترسناک نگاش کردم که خفه خون گرفت
.....
آبنبات با طمع لبات
ویو کوک
بردم اتاق خودش که براش تازه درست کرده بودم تم سفید و صورتی داشت و حسابی کیوت و ناز همونجوری که قبلا دوست داشت دلم حسابی برای این فسقلی تنگ شده
گذاشتمش رو تخت و آروم لباساش و دراوردم و لباس خواب صورتیش و تنش کردم رفتم بیرون تا به حساب اون عوضیا برسم رفتم پیش جیمین
جیمین: تو انبارین
کوک:باشه بریم به ته هم بگو بیا
جیمین: باشه
جیمین رفت رفتم تو انباری و رو صندلیم نشستم و به اون عوضی های کتک خورده با نیشخند نگاه میکردم
کوک: کی فرستادتون؟
یکیشون: هه فکر کردی کی هستی که ازمون حر..........
همون لحظه یه تیر تو سرش خالی کردم
کوک: خب؟
دومی:اون .....اون....رئیس.....هانجو...و..خانم....هانول...
همون لحظه تو سره همشون تیر خالی کردم
که جیمین و تهیونگ اومدن
کوک: تهیونگ و جیمین حاضر بشید میریم دنبال هانجو و هانول
جیمین:هانولل؟؟
کوک: آره پاشید
تهیونگ: ایشش این نامزد قبلیت ول کن نیستااا
ترسناک نگاش کردم که خفه خون گرفت
.....
- ۸.۳k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط