PART

PART(۱۷)
یوری: بعد از اینکه یونگی باهام حرف زد گفت که امروز عمل میشم و من هم بدجوری میترسم چون وقتی بچه بودم به دلیل اینکه هفت ماهه به دنیا اومدم ریه هام ناقص بودن و آسم گرفتم و باید عمل میکردم اما زیر دست اون دکتر نه تنها آسمم از بین نرفت بلکه اسمم بدتر هم شد و من از اون موقع به بد طرف اتاق عمل نرفتم یونگی وسایلم رو جمع کردم و من رو بلند کردو برد سمت ماشین و دخترا هم با ون جدا اومدن پشت سر ما
پرش زمانی به رسیدن به بیمارستان:
یونگی: وقتی رسیدیم بیمارستان یوری رو بغل کردم و بردمش به سمت یکی از اتاق ها تا لباس هاش رو بپوشه و آماده ی عمل بشه
پرش زمانی به موقع عمل:
یوری: وقت عمل بود و اونقدر میترسیدم که دستام میلرزید داشتم میمردم خیلی میترسیدم که یونگی اومدتو
یونگی: آروم باش چیزی نیست زود تموم میشه
دیدگاه ها (۰)

پارت اخریونگی: بالاخره یوری رفت اتاق عمل و ما منتظر موندیم ت...

چند پارتی یونگی درخواستی👇خوب بچه ها فیک جدید داریم درخواستی ...

PART(۱۶)یونگی: ا/ت تو باید عمل کنیا/ت: چ......چی؟ عمل برای ....

PART(۱۵)پرش زمانی به یک هفته بعد:یونگی: یک هفته از مرخص شدن ...

𝑝𝑎𝑟𝑡6اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو شیلا:بعد از اینکه ماجرا رو فهمیدم...

p28و به سمت حیاط رفتم کوک منو دید داشت به سمتم میومد که اون ...

قرار داد پارت 3☆جونگکوک : باشه پس بیایوری : ممنونم به سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط