می بینم از تو آشپزخونه صدا میادرفتم می بینم داداشم هی در

می بینم از تو آشپزخونه صدا میادرفتم می بینم داداشم هی در یخچالو بازو بسته میکنه...
میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد
میگه :دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه!!
ای خدا این خوشیارو از ما نگیر هههههه....
دیدگاه ها (۸)

دو تا پسربچه ۴ و ۹ ساله تو فامیلمون داشتن دعوا میکردن،یعنی د...

بچه ها مامان بزرگمون امروز توی بیمارستان بستریهخواهشا دعا کن...

زن :غذا خوردی؟مرد :غذا خوردی.زن :دارم از تو میپرسم....مرد :د...

دختر عمم( پنجره سالشه) بهم میگه : دلم برات تنگ شده....ازش می...

عنوان: مگومی به عنوان دوست پسر

توکیو ریونجرز ( پارت1)تاکه میچی : خیله خب نائوتو بهم دست بده...

سناریو بی تی اس درخواستی

پارت ۱۵یونا:اینجا‌وایسین تا من رمز رو بزنم بعدم بریم داخل جو...

ویو شب همه دخترا اومدن بکی مارگارت جودی کلویی با انلی اشنا ش...

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط