نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و ک

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.
همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت.
(( ادامه در پست بعدي...))
دیدگاه ها (۱)

به #نماز اول وقت و جماعت، بسیار اهمیت می‌داد و اکثر اوقات در...

♨️معنای صاحب الزمان🔸روایاتی نقل شده است که اعمال انسان دوشنب...

حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی: تعصب و لجاجت می‌تواند مانع پذیرش حق شود

بسم الله الرحمن الرحیم رحلت جانسوز پیامبر اکرم (ص) و شهادت ح...

السلام علی المهدی عج

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

السلام علی المهدی عج

فصل اول_آغاز سرنوشت

منتخب امروز ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط