دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم . . .

دوباره می نویسمت ..کنارِ بیت آخرم . . .
وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم
تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
شنیده ام ز پنجره سراغ من گرفته ای؟
هنوز مثل قاصدک ..میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی...کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریده ام ...برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت...میانِ تنگِ کوچه ها
قدم زنان ..قدم زنان..تو را به خانه می برم
غزل بخواب می رود...به انتها رسیده ام
تمام من چکیده شد..کنارِ بیت آخرم ...
دیدگاه ها (۲)

قــــــــــــــــول داده بودم که بــــــــــــــــمانم تابخـ...

تو را میخواهمت أما جدا از دیگران تنها تورا میخواهمت چون ماه ...

من به بند تو اسیرم تو زمن بی خبری؟آفرین! معرفت این است که ز ...

ﺩﻟﻢ ﻋﺸﻘﯽ ﻫﻮﺱ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻫﻤﺼﺪﺍ ﺑﺎﺷﺪﺑﮕﻮﯾﻢ" ﺟﺎﻥ " ﻭ ﺑﺎ ﻧﺎﺯﺵ ...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟔و بعد رفت بالا.هعیییییی.نگاهی...

My savior 🦢✨️p¹"دست های دختر به وضوح می‌لرزیدند. انگشتش را ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط