#اونـ_مالـ_منهـ

#اونـ_مالـ_منهـ
Part9
ته:بشین که حالا بزارم بریی

کوک:میرم من نمیخوام اینجا بمونم

ته:اون. انتخاب تو نیست میتونه اون بیاد اینجا

کوک:نمیخوامممممم

ته:منم نمیخوامممم بریییی

کوک:ای بابا اصلا کاش میمیردم
که ته از سز میز بلند شد و داشت میومد سمتم و من رفتم عقب که به دیوار بر خوردم
کوک:از این جلو تر نیاا

ته:بخوام میام

کوک:اونقدر نزدیک بود که نفس های داغش به گردنم میخورد
نزدیک نیا

ته:قوانین من توی این خونه مشخص میکنم و فقط تو اطاعت میکنی اوکی الانم بیا صبحونه

کوک:باشه

بعد صبحونه
پاشدم و رفتم تو اتاقم

ته: اگه وضعیت شام اینجوری باشه خودت بد میبینی اقای جئون

کوک:تموم شد

ته:اره میتونی بری

کوک:خب من میخوام برم پیش جیمین

ته:نمیشه

کوک:یعنی چی نمیشه که گوشی ته زنگ خورد
(الیا شخص جدید)

الیا:سلام عشقم

ته:شما

الیا:دختر عموت الیا شمارمو نداری

ته:خوب بگو چی میخوای

الیا:میخوام یه چند وقت خونت بمونم

ته:باشه بیااا

الیا:اخجونن باشه تا عصر میام

کوک:من میرم پیش جیمین شییی

ته:گفتم نمیری تموم شد رفتت

کوک:بی حوصله رفتم تو اتاق

عصر
ته زنگ در خورد و فکر کردم الیا هست اجوما رفت درو باز‌کنه که الیا بدو بدو اومد سمتم و اومد بغلم کرد

الیا:چطوری عشقم ددی

ته:اووو ترمز کن باهم بریم

ویو کوک
پاشدم سرویس رفتم میخواستم از بخورم پارچ خالی بود رفتم پایین از بخورم رفتم تو اشپز خونه از و برداشتم رفتم تو سالن با دیدن اون صحنه پارچ و لیوان شکست رو پام

شرط های برای پارت بعد
لایک۳۰
کامنت۱۰
دیدگاه ها (۱۳)

۷۰۰تای شدیم عرررر🥳🥳🥳

#اونـ_مالـ_منهـ Part8نامجون خیلی بد زدیش ممکنه بمیرهته:نه دی...

#اونـ_مالـ_منهـ Part7ته:نه دیگه نشدکوک:لطفا ولم کنته:نه نمی...

#اونـ_مالـ_منهـ Part4ته. همین که گفتمکوک:باشه ار تهیونگته:ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط