کاشته بودمش توی گلدان

کاشته بودمش توی گلدان
روز به روز زرد و پژمرده‌تر میشد. ریشه‌اش را از خاک در اوردم و توی آب گذاشتم. حالا سرسبز و شاداب است.

خیلی از آدمها همین جورند.
گاهی جایی می‌مانند که نباید.
بعد روز به روز رنگ پریده‌تر می‌شوند. هیچ کس هم نمی‌فهمد که دردشان چیست‌

اما فرق بین آدم و گیاه به پاهایش است. نیازی نیست منتظر دستی باشد تا از خاکی که دارد می‌پوساندش بیاوردش بیرون. پاهایش را به راه می اندازد میرود میرود تا به جایی برسد که حالش را سبز کند.
دیدگاه ها (۳)

معرفی گل #نماتانتوس:گیاه_نماتانتوس(گلدار)Nematanthus_Glabraب...

#تمام_ناتمام_منM 📝رفیقی دارم که عاشق گل و گیاه و دار و درخت ...

#داستان_شب...یک رفیقی دارم که عاشق گل و گیاه و دار و درخت اس...

SUN FOR ME AND YOU....۱من خودم یک موتور سوارم .و تمام عمرم ر...

سناریو - رومان

Little lady

زنگرگ‌زاده‌ام برای همین وقتی می‌بینم کسی کنارم اشک می‌ریزد ب...

درخواستی جیمین تکپارتیعنوان : صبح آرام در سئولصدای آرام زنگ ...

نمیبخشمت p.10

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط