نام کتاب یتیم خانه مرگ
نام کتاب: یتیم خانه مرگ
نویسنده: نرگس زنده بودی
ژانر : ترسناک
کتابخانه مجازی نودهشتیا
خلاصه: یه روزی چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی میکنند؛ متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی واسشون میافته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاقها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانهی بازدید و تحقیق دربارهی یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا میپیوندن.
بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمیتونید بکنید!
دانلود رمان عاشقانه نودهشتیا
مقدمه:
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانهای که در گوشه به گوشهی آن بوی مرگ میآید.
یلدا، آوا، لیلی و توسکا دخترانی که قربانی این یتیم خونه میشوند.
دخترانی که با تک تک سلولهای بدنشان ترس را تجربه میکنند!
یاشا برگشته…
***
سخن نویسنده:
به نام خدایی که هستی از اوست
و ما هرچه داریم، همه لطف اوست
یه تشکر ویژه از مدلینگ های عزیز که درخواست من رو واسه استفاده از عکساشون برای شخصیت های رمان قبول کردن:
یلدا _ آماندا سیفرید
توسکا _ پریسا شاهین
لیلی _ ملیکا زمانی
آوا _ یاسمین کلاهان
عرشیا و آریا _ پوریا مهر پور
“تقدیم به خواهر عزیزم محدثه”
(یلدا)
با شنیدن صدای جیغ به بالا پریدم. نگاهی به اطراف انداختم. چشمم به لیلی و توسکا که میخندیدند؛ افتاد.
آوا هم مثل منگلها ادا در میآورد.
با حرص بالشتم رو به سمتشون پرت کردم که توسکا گرفتش.
توسکا با لبخند گفت:
_جونم خواهری..
آوا اخم ساختگی کرد و عصبی گفت:
_کارت زشت بود لیلی! چرا جیغ کشیدی؟
لیلی مظلومانه گفت:
-خب قلقلکم دادی!
دستم رو به نشونهی سکوت بالا آوردم.
-خفه، بی …. دیگه، مگه الان وقت صبحونتون نیست؟ گمشید برید صبحونه بخورید.
پتو رو کنار زدم.
زیر لب گفتم:
-سر صبح گند میزنند به اعصاب آدم!
توسکا کنجکاو نگاهم کرد و لب زد:
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
نویسنده: نرگس زنده بودی
ژانر : ترسناک
کتابخانه مجازی نودهشتیا
خلاصه: یه روزی چهار تا دختر که توی یک یتیم خونه قدیمی زندگی میکنند؛ متوجه میشن که داره اتفاقات عجیبی واسشون میافته. اونا تنها کسانی بودن که شاهد این اتفاقها بودند. تا این که یک روز، دو تا برادر دوقلو به بهانهی بازدید و تحقیق دربارهی یتیم خونه وارد اونجا میشن و به جمع دخترا میپیوندن.
بلاهایی سرشون میاد که حتی فکرشم نمیتونید بکنید!
دانلود رمان عاشقانه نودهشتیا
مقدمه:
جیغ، خون، ترس و وحشت، همه و همه در یتیم خانهای که در گوشه به گوشهی آن بوی مرگ میآید.
یلدا، آوا، لیلی و توسکا دخترانی که قربانی این یتیم خونه میشوند.
دخترانی که با تک تک سلولهای بدنشان ترس را تجربه میکنند!
یاشا برگشته…
***
سخن نویسنده:
به نام خدایی که هستی از اوست
و ما هرچه داریم، همه لطف اوست
یه تشکر ویژه از مدلینگ های عزیز که درخواست من رو واسه استفاده از عکساشون برای شخصیت های رمان قبول کردن:
یلدا _ آماندا سیفرید
توسکا _ پریسا شاهین
لیلی _ ملیکا زمانی
آوا _ یاسمین کلاهان
عرشیا و آریا _ پوریا مهر پور
“تقدیم به خواهر عزیزم محدثه”
(یلدا)
با شنیدن صدای جیغ به بالا پریدم. نگاهی به اطراف انداختم. چشمم به لیلی و توسکا که میخندیدند؛ افتاد.
آوا هم مثل منگلها ادا در میآورد.
با حرص بالشتم رو به سمتشون پرت کردم که توسکا گرفتش.
توسکا با لبخند گفت:
_جونم خواهری..
آوا اخم ساختگی کرد و عصبی گفت:
_کارت زشت بود لیلی! چرا جیغ کشیدی؟
لیلی مظلومانه گفت:
-خب قلقلکم دادی!
دستم رو به نشونهی سکوت بالا آوردم.
-خفه، بی …. دیگه، مگه الان وقت صبحونتون نیست؟ گمشید برید صبحونه بخورید.
پتو رو کنار زدم.
زیر لب گفتم:
-سر صبح گند میزنند به اعصاب آدم!
توسکا کنجکاو نگاهم کرد و لب زد:
https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%db%8c%d8%aa%db%8c%d9%85-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
- ۷.۷k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط