آمدی دیرآمدی من کوله ام را بسته ام

آمدی ،دیرآمدی من کوله ام را بسته ام
عزم رفتن دارم و از عاشقی بگسسته ام

میروم تنهابمانم باهمه درد دلم
نیست دیگرجای ماندن ،عاشقی دلخسته ام

بعدازاین کارمن ودل باجنون سر میشود
خستگیهایم فقط بارفتنم در میشود

نیست کارکس بگیرد غصه هارا از دلم
میروم شایدنباشم چاره گردد مشکلم

میروم تنهای تنها بی تو و بی عشق تو بعدتو درهای قلب عاشقم را بسته ام


‌ ‎‌‌‌‎
دیدگاه ها (۰)

همه دانند برایم، همه دنیا شده ایبین صد رهزن دل، در د...

یک شاخه گل کوچک مریم طلب منصد تا طلب توست یکی هـم طلب منبگذا...

•°🌸°•آمدي چشمي به چشمم دوختي ممنونتم آتشي را در ...

چہ دنیاےغریبےدارے اےدلچہ اندوه عجیبےدارےاےدلگمان ڪردمڪہ شادے...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط