...........

...........
باران ک میبارد
دلگرم میشوم ک خدا صدای هق هقم را شنیده
اشک های بیگاهم را دیده
ابرها را ب یاریم فرستاده
تا بشویند اشک دیدگانم را
بزدایند غم نگاهم را
و طراوت بخشند ب رخ زردم
الهی سپاس ک مرا ب حال خدا رها نکرده ای
..........
دیدگاه ها (۲)

............انقدر درهای عشقش را ب رویم بستک حال ب هر در بسته...

..........گفتم عاشق شدم گفتن وای خدا مرگم بده این معصیتهگفتم...

.............همه چیز برای گرفتن عکس مهیا بودهمان ارایشهمان ا...

.........مثل همیشه عزم رفتن کرده بود اما من مثل همیشه نبودمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط